توصیه می کنم اکنون که آزمون های میان نیمسال اول تمام شده است، دوستان نمونه سوالات آزمون را برای استفاده سایر همکاران در وبلاگ قرار دهند.
آزمون میان ترم اول - ریاضی دوم راهنمایی
(بر روی لینک بالا راست-کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب کنید.)
موید باشید.

با سلام به عزیزان ریاضی نویس
همان طور که عزیزان می دانند وسایل ترسیم در ریاضی عبارت است از
پرگار و خط کش غیر مدرج
بااین دو وسیله ی کاملا ابتدایی می توان عمود منصف یک پاره خط ,نیمساز یک زاویه ,......... را رسم کرد . اما یک دایره را به کمک پرگار و خط کش به چند قسمت مساوی می توان تقسیم کرد
الف :تقسیم دایره به دوکمان مساوی :
اگر دایره ای را به مرکز مشخص با پرگار رسم کنیم . می توانیم با رسم یک قطر دایره آن را به دوقسمت تقسیم کرد .
ب : تقسیم دایره به کمان قسمت مساوی :
دایره ای به مرکز دلخواه رسم می کنیم . یک قطر آن را با خط کش رسم می کنیم .و سپس عمود منصف قطر را با پرگار رسم می کنیم . دایره به چهار قسمت مساوی تقسیم می شود .
ج: تقسیم دایره به شش کمان مساوی :
دایره ای به مرکز دلخواه رسم می کنیم . ازیک نقطه روی محیط دایره کمان های متوالی به اندازه ی شعاع می زنیم دایره خود به خود به شش قسمت مساوی تقسیم می شود .
اما در حالت کلی با کمک این وسایل دایره را به چه کمان هایی می توان تقسیم کرد.
این بحثی بود که در یکی از کلاس های ضمن خدمت شد ؟
استاد محترم با مراجعه به کتب هندسی فرمودند .به اعدا دبه صورت1+۲۲n
(یعنی دو به توان۲n )دایره را می توان به کمک پرگار تقسیم کرد .
یعنی اگر n=1باشد پس دایره را می توان به 5 قسمت مساوی تقسیم کرد . ولی من هرچه فکر کردم و گشتم روش تقسیم دایره با پرگار و خطکش به 5 قسمت مساوی را نیافتم .
اگر همکاران راه حلی برای این مساله دارند بفرمایند .
من خودم فکر می کنم فرمول ایشان دارای اشکالاتی است و استاد!!!!!محترم از همان کلاه هایی که بعضی اوقات ما سر دانش آموزان می گذاریم سر خودمان گذاشته است . نظر شما چیست ؟

1- قوانين سايت در فاصله زماني 3 روز فقط ارائه يك مطلب را مجاز ميداند.
2- يك عضو گروه، به فاصله 2روز و در هرنوبت هم، 2 مطلب نوشته است.
3- برخي اعضا وبلاگ با سابقه بيشتر و صدالبته بهتر، رعايت قوانين نوشته شده در سمت راست سايت را الزامي ميدانند.
اين همه آن چيزي است كه در نظام آموزشي بدان عادت كرده ايم و هرروزه در مدارس ماهم به نوعي اتفاق مي افتد و كلاس درس را به محكمه اي براي دانش آموزان تبديل كرده است.
نظام آموزشي ما بويژه در كتابهاي رياضي از دانش آموزان ما ميخواهد، همان مطلب را كه در كلاس مي بيند و مي شنود بايد همان مطلب را در برگه امتحان بنويسد وحتي در سالهاي متوالي هم هيچ چيز تازه اي را به آن اضافه نمي كند و اگر يكي از اين ميان خواست به گونه اي ديگر بينديشد و راه حل ديگري پيدا كند و مثلا در عصر اينترنت و رايانه از يك ماشين حساب عهد دقيانوس استفاده كند ، متهم به تقلب و تنبلي شده و با انواع و اقسام مجازات روبرو مي شود.
هنوز كه هنوز است ، اولين پرسش هر دانش آموز از معلم رياضي اينست كه دفتر چند برگ داشته باشيم؟ يا براي حل تمرين حتما مثل شما حل كنيم؟
در حاليكه معلمان اثربخش، دانش اموزان را براي انتقال مفاهيم در كمترين وقت تلف شده آماده ميكنند.(اورستون) و هدف نهايي تعليم و تربيت بايد رهايي از كوته بيني هاي زمان و مكان باشد(مك دونالد)
دانش آموزاني كه زياد مي گويند و زياد فعاليت ميكنند، با اين كار، احساس قدرت و آزادي ميكنند و ما بايد با تامين آن، انگيزه آنها را به عنوان يك فراگير براي حضور د ركلاس دروني سازيم.
اما در مورد خودم، با احترام و پوزش از همه بزرگواران صاحب انديشه، آنچه بود به نظرم، تابع شرايط زمان بود و اعلام نظر ديگران برايم بسيار مهم كه البته به جز يك مورد، نظرخاصي دريافت نكردم ولي بازهم سپاسگذار محبت همه دوستان خواهم بود.

قبل از هر سخن، از دوستان فعال در مطلب نویسی تقاضامندم اجازت فرمایند تا مطلب حقیر حداقل ۳ روز به عنوان پست نخست باقی بماند. کما آنکه ما نیز ۶ روز صبر نمودیم و سپس به ارسال مطلب پرداختیم.
دوم آنکه به محضر دوستان یادآور می شوم که دفترچه های آزمون ارشد در حال توزیع است. جا نمانید.
-----------------------------------
از آنجا که برخی از همکاران ممکنست در تدریس کتاب ریاضی سال دوم راهنمایی، ابتدا کاملا بخش حساب را تدریس کرده و سپس وارد بخش هندسه شوند، لازم دیدم قبل از رسیدن این همکاران به درس جذر نکته کوچکی را عرض کنم:
در کتاب ریاضی دوم راهنمایی، در بخش جذر، صفحه ۶٠، یک فعالیتی وجود دارد که در طی ۴ مورد، از دانشآموزان میخواهد تا قوانین حاکم بر ضرب بین رادیکالها را کشف کنند.
در این فعالیت، بچهها ابتدا باید "از حاصل ضرب دو عدد جذر بگیرند" و سپس آن را مقایسه کنند با حالتی که "از اعداد تکتک جذر میگیرند و حاصل را در هم ضرب میکنند" و مشاهده کنند که نتیجه یکسان است.
در یکی از کلاسهای ضمن خدمت که تدریس میکردم، معلمان گفتند: دو عددی که انتخاب شده است تا بچهها آنها را در هم ضرب کرده و سپس از حاصل آن جذر بگیرند، اعداد بزرگی هستند.
وقتی کتاب را نگاه کردم دیدم ٩*٣۶ که حاصلش برابر با ٣٢۴ است و مجذور ١٨ میباشد یا یا ٢۵*٣۶ که حاصلش ٩٠٠ است و مجذور ٣٠ میباشد، اعداد بزرگی هستند و حق با آنهاست و نمیشود از کل کشور انتظار داشت که بچهها در این سن مجذور ١٨ یا ٣٠ را بلد باشند.
بنابراین در دفتر تالیف کتب درسی، کتاب قدیم که به حالت زیر بود را ....
به حالت زیر اصلاح کردم...
یعنی روی اعداد داخل رادیکال، با مداد خط کشیدم و زیرش اعداد کوچکتری نوشتم تا بچهها بتوانند آنها را در هم ضرب کرده و جذر عدد حاصل را ذهنی حساب کنند و نتیجه را بدست آورند.
سپس کتاب برای ویرایش نهایی به بخش تایپ دفتر فرستاده شد تا اصلاح لازم صورت گیرد.
در بخش تایپ، مسئول مربوطه، گمان کرد که منظور من این بوده که روی اعداد مورد نظر خطی قرار دهد و زیرش اعداد کوچکتری بنویسد. لذا همان نسخه دستی را دقیقاً در کتاب اعمال کرد و بدلیل کمبود وقت برای بازبینی نهایی، کتاب به صورتی که در بالا میبینید راهی چاپ در تیراژ وسیع و در کل کشور شد...
لذا معلمان و همکاران محترمی که در کلاس دوم مشغول به تدریس هستند، مراقب باشند که وقتی به این قسمت میرسند برای دانشآموزانشان ابهام ایجاد نشود که چرا این اعداد خط خورده است و زیرش اعداد دیگری قرار دارد؟
بلکه باید اعداد خط خورده را کلاً حذف و به جایش اعداد کوچکتری که پایین رادیکالها نوشته شده است را در نظر بگیرند تا بچه ها بتوانند جذر آن را ذهنی حساب کرده و به نتیجه موردنظر این فعالیت، دست یابند.

مقطع راهنمايي، هيجان انگيزترين دوره دانش آموزي است .تجربيات دانش آموزان هر روزبه سرعت تغيير ميكند و روزبه روز مقلد شيوه و فردي ميشوند، خصوصيات فيزيو لوژيك آنها تغيير ميكند و حتي هوش آنها نيز دچار تغيير ميشود.در كلاس دوم، دچار يك ناآرامي خاص هستند كه در سال سوم كمي رام و آرام مي شود، از اينروست كه بايد محتواي كتابها و منابع آموزشي اين دوره ، زود به زود عوض شده و بر مدارفرآيند اكتشافي تدوين شود .اين بهترين فرصتي است كه دانش آموز كم سواد ميتواند خود را به ديگران برساند و از كمك دوستان و معلم ، براي خواندن و فهميدن مفاهيم رياضي بهره مند شود و ضعفهاي خود را برطرف كند و در غير اينصورت ، اگر بدون پشتوانه علمي و با مدد نمره هاي واسطه اي يا تك ماده درس رياضي وارد دبيرستان شود، شكست علمي او قطعي است كه چون اين شكست براي او قابل درك است، سرنوشت او را نيز تغيير خواهد داد كه شايد چندان عواقب خوشي هم نداشته باشد.

در كلاس در مورد مجموعه تهي و مجموعه با عضو تهي صحبت ميكردم كه يك sms دريافت كردم. در اين ميان مثالي به ذهنم خطور كرد كه بااستفاده از آن و با يك گفتگوي ساده، درس را گفتم.كه خواندن اين ماجرا خالي از لطف نيست.
شكل يك مستطيل را روي تخته كشيدم و گفتم يك پيام دريافت ميكنيد كه به اين شكل است و پرسيدم چيزي در آن نوشته شده ؟ بچه ها گفتند: هيچي.
دوباره همان مستطيل را كشيده و داخل آن نوشتم، هيچي و پرسيدم اين پيام چيست؟ گفتند كلمه هيچي.
از آنها پرسيدم به نظر شما آيا اين دو پيام مثل هم است؟ گفتند: خير. اولي هيچي نداشت اما دومي، يك كلمه هيچي را داشت.
بعد از اين پاسخ آنها بلافاصله گفتم اولي، مجموعه تهي است و دومي مجموعه با عضو تهي كه ايندو نيز مثل هم نيستند.
مجموعه تهي يك مجموعه است كه اصلا عضوي ندارد ولي مجموعه با عضو تهي، يك مجموعه است كه علامت مجموعه تهي ،عضو آنست
مقايسه دانش آموزان ايران و فرانسه برپايه قضيه تالس
1- دانش آموزان راهنمايي فرانسه قويتر و دانش آموزان دبيرستاني ايران قويتر هستند.
2- دانش آموزان ايراني، با تغيير مساله ، كمتر قادر به درك مساله هستند
3- دانش آموزان ايراني برخلاف دانش آموزان فرانسه عادت به توضيح دادن پاسخ ندارند.
4- دانش آموزان ايراني، درك سريع و ناخودآگاه از مشكل داشتند و اين مانع تفكر دقيق آنها مي شد.
5- هردو كشور فقط قضيه را حفظ ميكردند و نمي دانستند چگونه معلومات خود را براي حل مساله بكار ببندند.
6- بعضي دانش آموزان به چيزهايي فكر ميكردند كه براي حلمساله ، نيازي به آنها نداشتند.
7- دانش آموزان ايراني در وضعيت قبل ازآموزش قرار نمكي گيرند و هميشه در حالت آموزش هستندو برخلاف فرانسه ، تنها معلم است كه در كلاس نقش اصلي را ايفا ميكند.
منبع: مهشيد ترابي/رشد رياضي/زمستان 86

بدون شك هدف فراگيران براي شركت درمراكز آموزشي، يادگيري، به ساده ترين شيوه است و يكي از خطاهاي رايج در نظام آموزشي ما، يكسان پنداشتن مفهوم آموزش و يادگيري است.گانيه معتقد است، "فقط فعاليت يادگيرنده است كه به يادگيري منتهي ميشود". از اين ديدگاه، وظيفه معلم،فراهم كردن شرايطي است كه زمينه يادگيري دانش آموز را افزايش ميدهد و آنچه در كلاسهاي درس ما ميگذرد، فعاليت معلم است كه تلاش ميكند تا جايگزين فعاليت دانش آموز كند.
فراموش نكنيم كه يادگيري هدف است و آموزش وسيله رسيدن به اين هدف، وليكن آموزشهاي ما، هميشه هم به هدف يادگيري نمي انجامد. به عبارت ديگر، اگر يادگيرنده بخواهد از كمك و امكانات معلم استفاده كند، يادگيري در او ايجاد خواهد شد و چنانچه نخواهد، هيچ آموزشي به هدف يادگيري منجر نخواهد شد..
اگر يادگيري را يك قدرت بدانيم، نوعي لذت است و زمانيكه دانش آموز، فرصت لذت بردن را داشته باشد، بدان مايل شده و اين يادگيري، ماندگار خواهد شد و چنانچه به هر دليل فراگير براي يادگيري احساس اجبار داشته باشد، از آن فرار خواهد كرد.
امروزه، ما در مدارس خود، به جاي فراهم كردن بستر مناسب براي لذت در يادگيري ، بانگاهي از بالا ، ناخواسته و نادانسته، اجبار و تحميل رااساس آموزشهاي خود قرار داده ايم و در چنين شرايطي، نه تنها به هدف يادگيري نمي رسيم ، حتي باعث شده ايم كه بسياري از اصول تربيت و شان انساني معلم و متعلم هم ناديده گرفته شود.
يكي از آموزشكاران آمريكايي به نام "جاناتان سي اروين" مي گويد: اگر دانش آموز ذهنيت پيروي نكردن داشته باشد، ما در مقام تعليم و تربيت دهندگان او، هيچ كاري نمي توانيم بكنيم.بهرحال، انگيزه هاي دروني، همه رفتارهاي انساني را هدايت ميكند. ≤مشاور مدرسه اسفند 86≥

بنده بعد از راه اندازی و مدیریت چند ساله وبلاگ گروهی معلمان ریاضی راهنمایی ، و تلاش های زیاد برای به ثمر نشاندن اهدافی که برای آن در نظر گرفته بودم ، تصمیم گرفتم مدیریت وبلاگ را هر دو سال یکبار به صورت انتخابات به فردی که همکاران محترم تشخیص دهند واگذار نمایم.
پس :
همکارانی که خواهان شرکت در انتخاب مدیر وبلاگ هستند در بخش نظرات همین پست ، کاندیداتوری خود را اعلام کنند تا بعد از یک هفته دیگر اقدام به برگزاری آن نماییم .
شروع نام نویسی : امروز دوشنبه 6 آبان ماه
پابان نام نویسی : دوشنبه هفته بعد
برگزاری انتخابات : 15 تا 20 آبانماه

امروزه باتوجه به حضور رسانه هاي ديداري و شنيداري و اينترنت، ولي در اغلب نظامهای آموزشی ، کتابهای درسی به عنوان رسانهای آموزشی نسبت به ساير رسانهها جايگاه بيشتری دارد.
كتابهاي درسي،بايد به گونهاي ارائه شود كه يك نگرش عميق و يادگيري فراگير در دانشآموزان ايجاد كند نه اينكه دانشآموزان را به حفظ اطلاعات در يك كتاب محدود كرده و خارج از آنرا، محدوده ممنوعه پنداشت.امروزه كه صنايع روزبروز درحال تحول و تنوع است آموزش و پرورش به عنوان نيروي محركه اين صنايع ،چگونه ميتواند به دوراز تغيير و تنوع بماند؟
برای اولين بار در سال 1350 نظام آموزش و پرورش كشور، در سه دوره تحصيلي پايه گذاری شد و«اولين ارزيابی در پايان اولين دوره سه ساله از اجرای اين نظام،حکايت ازمشکلات اساسی درمنابع و محتوای اين دوره داشت. اما عواملی نظير انقلاب اسلامی، جنگ تحميلی مانع رفع اين مشکلات شد/نصيري85 » اما نخستين گام اصلاح نظام آموزشي كاهش حجم كتابهاي درسي است زيرا:
الف)حجم بالا ؛ كيفيت پايين
هر ساله تغيير و تحولاتي در كتب آموزشي ما اعمال ميشود كه موجب سردرگمي دانشآموز و دشواري آموزش براي معلم شده و به واقع هيچ نفعي براي دانشآموز و معلم نداشته است.مثلا موضوع كار در كلاس به كتاب رياضي اضافه شد با اين هدف كه دانش آموز در كلاس با تمرين به كشف موضوع برسد و ديگر نيازي به حفظ فرمول نباشدكه چون مدت زمان تدريس تغييري نكرده و معلم مجبور است همه كتاب را تا پايان سال تدريس كند بناچار به همان روش گفتن، پناه برد تا در آخر سال متهم به كم كاري نشود
آنچه كه در نظام آموزشي ما بهعنوان يك مشكل رخ نموده، گنجاندن حجم بالاي محتويات درسي و تنوع منابع در دوره زماني و آموزشي محدود است و از اينرو در نظام آموزشي ما ، دانشآموزي موفقتر است كه حافظه قويتري داشته باشد. حتي در بسياري مواقع، داشتن خلاقيت و كنجكاوي ممكن است به عقب افتادگي دانشآموز در عرصه تحصيل منجر شود. ما ذهن دانشآموزان را ليوان خالي پنداشته ايم كه بايد آموزشهايمان را به آنها تزريق كنيم.
ما درطی سه دهه از اجرای نظام آموزشی فعلی با هر هدفی که فکر می کنيم نياز جامعه امروز است ، کتابها را افزايش داده ايم به گونه ای که از 10 منبع اوليه دوره راهنمايي امروز حدود 16 کتاب در مدارس تدريس می شود که گاهی مطالب آنها نيز تکراری است مثلا محتواي درس تاريخ راهنمايي هماني است كه در ابتدايي بوده و يا درس كسر، توان ، مساحت و... در رياضي در سه سال راهنمايي تكرار شده و هربار با هدفي كه در بيشتر مواقع نيز به علت کمبود وقت که يکی از اجزا اساسی آموزش است، نتيجه ای از آن عايد نمی شود.
فقط کافی است به نمرات درس رياضی و زبان نيم نگاهی داشته باشيم . دانش آموزی که در طی هفت سال در مدرسه به طور رسمی زبان انگليسی می خواند به اندازه يک ترم آموزشگاه های آزاد خارج از مدرسه چيزی برای ارائه ندارد. علت آن نيز از دو عامل پيش گفته ناشی شده است.
در آموزشگاههای آزاد در يک ترم،هر داوطلب، با هفته ای6 ساعت فقط 50 تا 60 صفحه مطلب از پيش طراحی شده را ياد می گيرد، تمرين می کند و آنگاه امتحان می دهد. درحاليکه در مدارس رسمی ما اينگونه نيست. حجم کتابها و نوع مطالب آنها هيچ تناسبی با ساعات درسی و زمان تدريس ندارد و هميشه معلم با کمبود وقت مواجه شده که در نهايت به قيمت نزول کيفيت ختم شده است و از اينروست که بعد از 7 سال خواندن زبان انگليسی و عربی دانش آموزي كه ديپلم گرفته، نمی توانديک مکالمه را به خوبی مديريت کند.
وجود بخشي به نام كار دركلاس ابتكار جالبي است كه از منابع آموزشي كشورهاي پيشرفته الگو برداري شده ،اما در جايي كه فرصت براي كار گروهي دانش آموزان باشد يعني پيش از گنجاندن اين بخش بايد مقداري از موضوع درسي كاهش پيدا ميكرد. مثلا اگر توان در سال دوم بطور كامل آموزش داده شود و دانش آموز به كمك كار در كلاس به درك محتوا ميرسيد نيازي به تدريس آن در سال سوم يا اول دبيرستان نبود. اگر محتواي كتاب رياضي1 به روش كتاب رياضي جبراني نوشته شود اثربخشي آن بيشتر خواهد بود در حاليكه بعلت كمبود وقت رياضي يك ، ساعت رياضي جبراني را نيز جايگزين ميكنند.
ب) كهنگي متون آموزشي مدارس:
به روز نبودن محتواي برخي از كتابهاي درسي ازجمله ايراداتي است كه مانع از كسب توفيقات نظام آموزشي شده است. حجم كتابهاي درسي، مانع درك مطلب و كشف محتوا و توليد دانايي است.در شرايط امروز كه تمام اطراف ما را اطلاعات فراگرفته نيازي نيست كه همه چيز را بدانيم و حفظ كنيم، بلكه با ارائه روشهاي كسب مطلب و تشخيص مطلب درست ، دانش آموزان را به خوشه چيني مطلب و درك محتوا هدايت كنيم .كتابهاي درسي ما در شرايط سه دهه قبل و متناسب با موقعيت علمي و اجتماعي آن روز نوشته شده و در شرايطي كه از آن به دهكده جهاني ياد ميشود به علت كهنگي مطلب، از يكسوبه پرورش و جامعه پذيري دانش آموزان در قالب برنامه درسي پنهان توجهي ندارد در حاليكه «برنامه درسي پنهان، دانش آموزان را براي پذيرش موقعيت اجتماعي اينده شان آماده ميسازد./علاقه بند 85 » و از ديگرسو،نسبت به ميزان اطلاعات مورد نياز فراگيران در شرايط زمان و مكان، غافل مانده است.
ج)حجم محتوا و نظام متمركز آموزش
از چالش هاي فراروي ساختار آموزش و پرورش کشورمان مديريت متمرکز در اين سيستم است. سازمان هاي متمرکز آموزشي نمي توانند تحولي نو در سراسر کشور ايجاد کنند.کليه تصميمات، خط مشي ها و برنامه ريزي هاي سازمان در يک جا اتخاذ و تنظيم مي شود و براي اجرا به استانها و مناطق ابلاغ مي شود و مديريتهاي مناطق به خصوص مدارس در واقع گردانندگان صرف بخشنامه ها و آيين نامه هايي هستند که خود حق اضافه کردن يا کم کردن يک سطر به آن را ندارند.
حجم و مقدار زياد منابع آموزشی، معلم را نيز با مشکل روبرو کرده است چرا که نمی داند چگونه اين همه مطلب متنوع را تدريس کند تا همه فراگيران آن را بفهمند؟ و چگونه دانش آموزان نقاط محروم و دوردست را همپای دانش آموزان نقاط مرکزی و برخوردار حرکت دهد؟ گستردگی عناوين کتب درسی موجب ذوق کشی دانش آموزان است و اگر نظام متمرکز آموزشی را به عامل بالا اضافه کنيم به يک معادله با سه مجهول ميرسيم«حجم نامتناسب محتوا، نظام متمركز،تفاوتهاي فردي ».
« آموزش و پرورش كشور ژاپن از سال ۲۰۰۲با شعار «كم ، زياد است» محتواي آموزشي و ساعات آموزش مستمر را در مدارس كاهش داد تا فرصتهاي لازم، براي يادگيري تلفيقي در مدرسه فراهم شود. كاهش حجم كتابهاي درسي نوعي تحول است يعني مفاهيم كتاب درسي با موضوع كم، اما عميق باشد. كتاب درسي ميتواند حجم بالايي داشته اما محتوايش كم باشد تا بخشي از كتاب به خواندن، بخشي به حل مسئله و بخشي ديگر نيز دانشآموز را به تفكر كردن واداركند./ايرنا
ما بايد به جاي ارائه چندين مفهوم بصورت سطحي ميتوانيم بصورت عميق به فراگير آموزش دهيم چراكه اگر ساعات درس كم باشد نميتوان توقعي بيش از تدريس كتاب را داشت زيرا معلم در اين زمان محدود فقط فرصت دارد كه كتاب درسي را در زمان مشخص شده به پايان برساند.
« از مهمترين چالشها و آسيبهاي اين نظام، متمركز بودن نظام طراحي و تدوين برنامة درسي و انعطاف نداشتن در برنامههاي درسي است. برنامههاي درسي بيتوجه به تفاوتهاي فردي و شناختي دانشآموزان، كم توجه به تفاوتهاي اقليمي، فرهنگي، اجتماعي، كم توجه به تحولات علمي، آْموزشي، فرهنگي در تراز جهاني، كم توجه به رويكردهاي جديد و تحولات حوزة برنامة درسي و انتظارات تازه از برنامههاي درسي است.
برنامه ريزان نظام آموزشي مي توانند با ارائه سرفصلهاي تدريس، تهيه متون را به مناطق واگذار كنند و يا آنكه براي هر درس مخصوصا دروس پايه چند منبع متفاوت معرفي كنند و در عين حال بر حسن اجراي برنامه ها نظارت كامل داشته باشند.
« مهمترين ويژگی عدم تمرکز، مشارکت افراد و گروههای ذينفع در سطوح و مراحل مختلف است. مشارکت گسترده و سنجيده، حس تعلق به برنامه جديد را افزايش داده، مشروعيت و قابليت اجرای برنامه درسی جديد را تضمين می کند. تشويق گرايش به عدم تمرکز و تلاش برای جلب حمايت و مشارکت گسترده تر مجريان برنامه های درسی با انديشه اجرای سازگارانه و نيمه سازگارانه برنامه درسی، مستلزم وجود نگرشهای مثبت مجريان برنامه به خصوص معلمان است. پارسا86 »
انحصار منابع آموزش و انعطاف ناپذيري نظام آموزشي دو عامل در جهت مخالف اهداف آموزش و پرورش است كه رسالت آن كشف و پرورش استعدادها است: «افزايش امكان انتخاب مواد و منابع يادگيري و هدايت فراگيران سبب بهره وري بيشتر استعداد فراگيران مي شود./افضل نيا 84»
در دنياي معاصر، ديگر نبايد پنداشت كه دانش آموز محصور در مدرسه است،چراكه به اعتقاد ايليچ، «تعليم و تربيت، مسووليتهاي فردي هستند،كسي كه درس مي دهد وكسي كه درس ميگيرد بايد احساس مسووليت فردي كند، نه آنكه براي انجام وظيفه اداري يا كسب مدرك، هر برنامه تحميل شده اي را بخورد يا بخوراند./علاقه بند 85»
پيشنهادات
«در شرايط جامعه امروز، كه بر اطلاعات و ارتباطات تكيه شده است، ديگر سازگاري و هماهنگي با شرايط كافي نيست بلكه بايد آموزش به گونه اي باشد كه بتواند تحولات را پيش بيني كرده و آنرا جهت دهي كند/اميري 69»
از آنجا که قرار است برنامه ملي درسي بر اساس استانداردهاي روز دنيا تدوين شود، اين دوره زمانی،فرصت خوبی است كه برای تعيين سياستهای راهبردی و اجرائی در تغيير و يا تقويت متون فعلی و يا توليد متون جديد برای انتشار در متون کتابهای درسی اقدام کرد.
الف - درحاليكه نظام آموزشي در مناطق مختلف و با افراد متفاوت اجرا ميشود شايسته است كه تفاوتهاي فردي ، جغرافيايي و ميزان توسعه يافتگي مناطق رامورد توجه قرار گيرد.
ب- در تاليف كتابهايي نظير رياضي و زبان، ضمن كاهش محتوا و تعداد موضوع باارائه مساله و تمرين بيشتر به گونه اي نوشته شود كه دانش آموزان با كاربردهاي هر موضوع در زندگي روزمره آشنا شده و خود به كشف مطلب برسد ، نه آنكه مجبور به حفظ فرمول شده و در آخر با يك نمره همه چيز را به فراموشي بسپارد.
ج)در نظام آموزشي بجاي جهت دهي بخشنامه اي از بالا به پايين، مسوولان محلي و منطقه اي و انجمنهاي معلمان و اوليا را در تعيين و اجراي اهداف آموزش و پرورش بيشتر مشاركت داده شوند.اينگونه برنامه ريزي باعث ترغيب نوآوري و اصلاحات ميشود، چراكه هرگروه در قبال برنامه خود، احساس مسووليت كرده و براي بهبود كيفيت آن تلاش ميكند و درنهايت پاسخگوي ميزان بهره وري برنامه خود مي باشد.
اصل مقاله در وبلاگ czan.blogfa.com ارائه شده است.

در همه سالهاي آموزش رياضي چه در زمان تدريس و چه در زمان تحصيل، مسايلي نظير حجم زياد كتابها، مشكلات روزمره معلم ، شلوغي كلاس و... باعث شده كه معلم، كمتر فرصت كند تا به اصل آموزش رياضي كه نحوه انديشه و درست انديشيدن است بپردازد و همين موضوع نيز هدف از آموزش را تحت الشعاع قرارداده و افت تحصيلي را براي درس رياضي به همراه داشته است.بنابراين عليرغم وجود همه اين مشكلات كه به مراتب بيشتر از گذشته است ولي در لابلاي درس نيز ميتوان فرصتي را پيدا كرد و با دانش آموزان امروز به ياد خاطرات گذشته خود از اين مشكل پرده برداشت و به آنها گفت كه :
حل مسئله رياضي هم روش آموزش است و هم ابزار آموزش، بنابراين در حل آن به اندازه توان خود كوشش كنيد.
خواندن رياضي را با توجه به علاقه خود بخوانيد نه از ترس نمره.
گفتگو، يكي از اهداف آموزش رياضي است، پس روش گفتگو با ديگران را تمرين كنيم.
آموزش، دركارگاه رياضي و بصورت گروهي انجام شود تا تمرين براي حضور در زندگي اجتماعي باشد.
در آموزش رياضي، هوشهاي چندگانه خود را بكار بگيريد تا نيازهاي متفاوت خود را بشناسيد .
بايد براي فراگيران، فرصتهاي برابر در آموزش فراهم شود .
و بعد از آن ،پيشرفت دانش آموزان در زمينه رياضيات را بايد از طريق آزمونهاي كتبي تشخيص دهيد .واقعيت آنست كه درمدارس ما، بجاي آنكه به كتابهاي متعدد رجوع كنند يا حتي آنها را متناسب با نيازهاي گروهي يا فردي تغيير دهند تنها از يك كتاب درسي براي همه دانش آموزان استفاده مي كنند كه به نوعي ناديده گرفتن حقوق اوليه دانش آموزان براي يادگيري است.بنابراين با آنها به كتابخانه برويد و منابع كمك درسي را به آنها معرفي كنيد. بي ترديد اين نكات، نقش موثري بر نتيجه تدريس خواهد داشت.



