در این ماه مبارک رمضان که توفیق خواندن قرآن به لطف خدا و دربند بودن شیطان به آدم دست می دهد برای ما که ریاضی خوانده ایم شاید وجود اعداد در قرآن از بقیه ی افراد بیشتر جلوه کند . من بیشتر این اعداد را دیده ام .
عدد یک : یگانه بودن خداوند
عدد هفت : هفت آسمان٬ روزهای هفته و ....
عدد یازده : برادران حضرت یوسف
عدد دوازده :.....
عدد چهل : روزهای وقوف حضزت موسی در کوه طور
عدد هفتاد:.....
عدد هزار : فضیلت شب های قدر و
...
آیا می توانیم تمام اعدادی که در قرآن به کار رفته را بیابیم و یک رابطه ی ریاضی بین آن ها و یا حول آن ها بیابیم .

با سلام به عزیزان ریاضی نویس
همان طور که عزیزان می دانند وسایل ترسیم در ریاضی عبارت است از
پرگار و خط کش غیر مدرج
بااین دو وسیله ی کاملا ابتدایی می توان عمود منصف یک پاره خط ,نیمساز یک زاویه ,......... را رسم کرد . اما یک دایره را به کمک پرگار و خط کش به چند قسمت مساوی می توان تقسیم کرد
الف :تقسیم دایره به دوکمان مساوی :
اگر دایره ای را به مرکز مشخص با پرگار رسم کنیم . می توانیم با رسم یک قطر دایره آن را به دوقسمت تقسیم کرد .
ب : تقسیم دایره به کمان قسمت مساوی :
دایره ای به مرکز دلخواه رسم می کنیم . یک قطر آن را با خط کش رسم می کنیم .و سپس عمود منصف قطر را با پرگار رسم می کنیم . دایره به چهار قسمت مساوی تقسیم می شود .
ج: تقسیم دایره به شش کمان مساوی :
دایره ای به مرکز دلخواه رسم می کنیم . ازیک نقطه روی محیط دایره کمان های متوالی به اندازه ی شعاع می زنیم دایره خود به خود به شش قسمت مساوی تقسیم می شود .
اما در حالت کلی با کمک این وسایل دایره را به چه کمان هایی می توان تقسیم کرد.
این بحثی بود که در یکی از کلاس های ضمن خدمت شد ؟
استاد محترم با مراجعه به کتب هندسی فرمودند .به اعدا دبه صورت1+۲۲n
(یعنی دو به توان۲n )دایره را می توان به کمک پرگار تقسیم کرد .
یعنی اگر n=1باشد پس دایره را می توان به 5 قسمت مساوی تقسیم کرد . ولی من هرچه فکر کردم و گشتم روش تقسیم دایره با پرگار و خطکش به 5 قسمت مساوی را نیافتم .
اگر همکاران راه حلی برای این مساله دارند بفرمایند .
من خودم فکر می کنم فرمول ایشان دارای اشکالاتی است و استاد!!!!!محترم از همان کلاه هایی که بعضی اوقات ما سر دانش آموزان می گذاریم سر خودمان گذاشته است . نظر شما چیست ؟

امسال براي خيلي ها مهر با مهر نيامد !
آخر مگر مي شود!!!!!!!!
در اين سال تحصيلي که شروع آن با ايام شهادت مولي علي(ع) بود و درادامه بسيار زود دانش آموزان طعم عيد را چشيدند و ايام بندگي خدا را به عيد نشستند .
پس چرا مهر با مهر نيامد !!!!!!!!!!!!!!
در اين سال با اين شروع زيبا خيلي ها ديگر دانش آموز نبودند که مهر را درک کنند .
آري ديگر خيلي ها از بوي ماه مهر ماه مدرسه محروم شدند .
آخر از آن ها حق تحصيل در روستاي خودشان به بهانه هاي واهي هم چون حد نصاب کلاس درس و حذف مدارس گرفته شده بود .
حتي دانش آموزاني دربين اين ترک تحصيل کرده ها هستند که فقط از کل تحصيلاتش يک سال (پيش دانشگاهي )مانده بود .
متاسفانه در بين اين عزيزان اکثرا دانش آموزان دختر از تحصيل محروم شده اند !
دختران امروز مادران فرداي اين مرز و بوم هستند .
مادران بي سواد فرزندان باسواد نخواهند داشت .
آقاي مسوول !
آقاي وزير !
آقاي رييس جمهور !!!!!
بعضي از اشتباهات هيچ راه برگشتي ندارد .
چرا بايد يک وزير در آموزش و پرورش اين نهاد مقدس را با يک بنگاه اقتصادي نازل که فقط هدف آن سوددهي و جلو گيري از زيان دهي هاي ظاهري است اشباه بگيرد .
صرفه جويي در مکتب اسلام و مخصوصا تشيع بسيار پسنديده است . اما در کار فرهنگ تعريفي غير از تعاريف معمول دارد .
اگر تنها يک دانش آموز ترک تحصيل کند (که متاسفانه با حذف کلاس هاي زير ?? نفر در طرح جديد آقاي وزير که حتما از ايشان تقدير خواهد شد تعداد آنها بسيار بيشتر از يکي است )با هيچ سرمايه اي نمي توان جبران مافات کرد .
چرا بايد يک مدير در يک مقطع تحصيلي و يا يک اداره به خودش اختيار بدهد به پشتوانه ي يک بخشنامه اي که حتي نمايندگان محترم مجلس اشکالات زيادي به آن وارد مي دانستند (که متاسفانه دراين مورد خيلي زود ساکت شدند ويا.....) و البته شايد هم براي حفظ و ارتقاي ........هر کاري که دوست داشت انجام دهد .و هيچ مسوولي به داد فرهنگ نرسد
جرا نبايد فرهنگ يک جامعه به صورت يک دغدغه ي اساسي درآيد .
چرا درآموزش و پرورش کشور بالاي يک ميلياردي کشور بزرگي مانند هند نظريه ي زبيا و عالمانه ي "يک مدرسه يک معلم و يک دانش آموز " مطرح است اما در کشور اسلامي ما که پيامبر مان توصيه ي کسب دانش از مهد تا لحد را کرده است 14 و يا 13 و يا حتي ?? دانش آموز در يک کلاس از داشتن مدرسه در روستايشان محروم شوند . متاسفانه خيلي از اين دانش آموزان به تحصيل در روستاي مجاور شان راضي نمي شوند و مخصوصا دختران ترک تحصيل مي کنند . نمي دانم اين خسارات را چه نهادي پاسخگوست .
ادارات يا نمايندگان مجلس يا شايد هم وزير يا رييس جمهور
بايد به خدا پناه برد
حال شما قضاوت کنيد که
آيا مهر امسال براي همه با مهرباني آغاز شد !!!!!!!!!!!

۱- سال نو همه مبارک (البته ببخشید با تاخیر است )
۲- من آمدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(نیست که خیلی مهمم)
۳- به عنوان پیشنهاد چون نویسندگان عزیز در استان های مختلف کشور پراکنده هستند سوالات امتحان نهایی سال گذشته (پنج نمونه )را یا به صورت لینک یا به هر صورت دلخواه در سایت قرار دهند .تا همکاران ب انواع سوالات آشنا شوند .
۴- مجلات رشد آموزش راهنمایی تحصیلی طی شماره های گذشته در قسمت فعالیت های آموزشی مطلبی را به عنوان پاسخ به برخی از ابهامات معلمان ریاضی در رابطه با کتب جدید به نویسندگی آقای خسرو داودی از مولفین کتب ارائه کرده است که جالب است . به همکاران توصیه می شود این مطالب را بخوانند .

یکی از اهداف بسیار مهم در سیستم آموزشی جدید آشنا کردن دانش آموزان با فعالیت های خارج از کلاس و مرتبط با درس ریاضی است که این مهم را با خلاقیت به بهترین نحو می توان مدیریت کرد و یا براحتی هم می توان از آن رد شد من به عنوان پیشنهاد چند فعالیت مرتبط با در ریاضی در سه سال را که بیشتر آن ها را در کلاس انجام داده ام و نتیجه ی آن را دیده ام معرفی می کنم.
|
عنوان فعالیت |
پایه |
اهداف |
شرح فعالیت |
امکانات |
|
آمار و کاربردهای آن |
اول و سوم |
آشنایی دانش آموزان با ریاضی و کاربرد آن در جامعه و نحوه استفاده از آموخته ها به صورت عملی |
1- اندازه گیری قد دانش آموزان کلاس و دسته بندی آن ها و رسم جدول فراوانی و به دست آوردن میانگین قد با جدول فراوانی و بدون جدول فراوانی و دلیل اختلاف جزئی آن ها |
مقوا و ماژیک |
|
2 - جمع آوری داده ها ی فوق و تعیین انواع نمو دار ها با استفاده از نرم افزار exel و تعیین میانگین نمرات درسی کلاس با استفاده از نرم افزار فوق |
کامپیوتر و آشنایی دانش آموزان با آن | |||
|
تحقیق حجم کره |
سوم |
رسیدن به فرمول حجم کره به صورت تجربی و پرهیز از به خاطر سپاری اجباری فرمول های ریاضی |
یک توپ پلاستیکی را نصف کرده و با مقوا مخروطی می سازند که سطح مقطع آن برابر سطح مقطع توپ و ارتفاع آن برابر شعاع دایره سطح مقطع باشد .مخروط را پر از خاک اره کرده و درون نیم کره بریزند . با دو بار انجام دادن آن نیم کره پر می شود . بنا بر این حجم کره برابر با چهار برابر حجم مخروط است . حجم مخروط x = |
توپ پلاستیکی و مقوا و خاک اره |
|
مساحت کره |
سوم |
رسیدن به فرمول حجم کره به صورت تجربی و پرهیز از به خاطر سپاری اجباری فرمول های ریاضی |
پوست پرتقال را با دقت گرفته و بعد از نصف کردن پرتقال روی سطح مقطع آن بگسترانند .اگر با دقت عمل شود مشاهده خواهند نمود که چهار بار روی سطح مقطع پوشیده می شود .بنا بر این مساحت کره چهار برابر مساحت دایره عظیمه است . s= مساحت دایره |
یک یا چند عدد پرتقال تقریبا کروی!!!! |
|
رسم ها در طبیعت |
سه پایه |
موارد استفاده رسم ها در معماری ایرانی |
رسم های که در طبیعت ویا در اماکن قدیمی و یا مذهبی مانند امام زاده ها و مساجد و یا مثلا حرم امام رضا مشاهده می نمایند می توانند روی برگه A4 با اصول کشیدن رسم آن را ترسیم کنند . ویا با دوربین عکاسی از آن ها عکس بگیرند و در یک پوشه کار ارائه نمایند . ویا این که در کلاس های دخترانه این رسم ها را به صورت گل دوزی روی پارچه تهیه کنند ویا این رسم ها رابر روی چوب به صورت معرق در آورده و با هزینه های بسیار اندک کارهی شگفت انگیز انجام دهند . |
مقوا – دوربین عکاسی – وسایل گلدوزی – تخته سه لایی |
|
خطوط موازی و تقارن و زاویه های متقابل به راس |
اول و دوم |
زیبا یی های طبیعت با خطوط موازی و تقارن |
از هر گروه از دانش آموزان می خواهیم تا یک برگ از گیاهان را که در دسترس دارند همراه خود کلاس بیاورند . به آن ها نشان داده می شود که قسمت پشت برگ چگونه با خط های موازی مرتب شده است . برای تقارن از آن ها می خواهیم به بال های یک پروانه که قبلا تهیه شده است توجه کنند . در همین قسمت به دو زاویه متقابل به راس در بال ها اشاره کرد . |
برگ درختان – پروانه خشک شده ویا تصویر آن |
|
با استفاده از نرم افزار power point انواع برگ های درختان وپروانه ها را از کتاب علوم ویا کتب دیگر به صورت اسلاید تهیه کنند و بر روی اسلاید ها موارد تقارن و......... توضیح داده شود . |
کامپیوتر و آشنایی با آن |
این موارد را به راحتی در کلاس درس به تناسب امکانات وبا خلاقیت انجام داد .
ان شاء الله مورد استفاده قرار گیرد .

با توجه به این که در فصل امتحانات هستیم و فصل برداشت محصول تلاش ۴ ماهه یادآوری چند نکته ضروری است که در زیر به طور خلاصه و تیتر وار می نویسم .
الف :وظایف خانواده ها :
- ایجاد بستر مناسب جهت مطالعه و یاد آوری و بازپروری مطالب درسی .
- ایجاد رژیم غذایی مناسب که شامل مواد قندی بیشتری نسبت به رژیم غذایی معمول باشد.
- کاهش دید و بازدید های خانوادگی و جایگزینی آن با تفریحات سالم مانند گردش های کوتاه یک یا چند ساعته در مکان های شاد مانند پارک ها و..... .
- آماده کردن دانش آموز برای امتحان با روحیه دادن به فرزند که این امر باعث کاهش استرس امتحانات می شود .
- بازپروری روحی فرزندان در صورتی که یکی از امتحانات را با نتیجه دلخواه نداده بودند .
- استفاده از ابزار تشویقی مناسب ومتناسب با سن داش آموز برای نتیجه بهتر به جای تهدید وایجاد استرس امتحانی .
ب:وظایف همکاران فرهنگی :
- موارد ۱و۳و۴و۵و۶ در بالا
- آشنایی دانش آموزان با سوالات نمونه امتحانی در قبل از امتحان .
- طرح سوال مناسب که خود شامل موارد زیر است .استفاده از انواع سوالات امتحانی (باز پاسخ وکوتاه پاسخ وجور کردنی و...............)
- سوالات امتحانی متناسب با آموخته های دانش آموزان باشد . متاسفانه بعضی از همکاران این شائبه را در ذهن دانش آموزان ایجا می کنند که هدف از برگزاری امتحان انتقام است و احساس می کنند هرچه سوال سخت تر باشد مناسب تر است که این کاملا اشتباه است .
- دادن یک سوال در سطح بالاتر جهت دانش آموزانی که تیز هوش هستند البته در این مورد نبایدزیاده روی شود .
ج :وظایف دانش آموزان :
- استفاده بهینه از زمان مطالعه
- استراحت کافی قبل از ورود به جلسه
- نت برداری از مطالب مهم درسی در روزهای قبل از امتحان و خواندن این مطالب در روز قبل از امتحان
- پرهیز از خوردن غذا های سنگین و پرچرب در قبل از امتحان و استفاده از مواد غذایی زود بازده و مفید مانند خرما و.............
- توکل به خدا که سرآمد همه امور است .
د:وظایف رسانه ها
- استفاده از برنامه های آموزشی جهت تقویت و یاد آوری مطالب درسی .
- ایجاد لحظات شاد در ساعات خاصی از شبانه روز با اعلام قبلی جهت ایجاد و تقویت روحیه .
ه: وظایف ما در اجتماع
- ما به عنوان یک شهروند وظیفه داریم در این ایام از خود گذشتگی بیشتری نسبت به دانش آموزان در استفاده از وسایل عمومی مانند وسایل نقلیه عمومی و....... داشته باشیم .
- به مصداق کلام زیبای استاد سخن " بنی آدم اعضای یکدیگرند "تمام دانش آموزان را فرزندان خود بدانیم و در برخوردهای اجتماعی در این ایام دقت بیشتری کنیم .

امروز در شهر ما (نیشابور) یک سمینار با نام آموزش مدرسه ای ریاضی با حضور دکتر بیژن ظهوری زنگنه و با دعوت معاونت اداره و خانه ریاضیات نیشابورو البته با حضور جناب آقای دکتر طالبیان (استاد ریاضی شهر ما ) برگزار شد . البته قرار بود خانم دکتر زهرا گویا هم تشریف بیاورند که متاسفانه به دلیل بیماری مادرشان تشریف نیاوردند . من به اتفاق آقای تقی یی هم جزء مدعوین بودیم که در این جلسه شرکت کردیم .اما این همایش در دو قسمت سخنرانی و سپس پرسش و پاسخ برگزار شد .
قسمت اول : سخنرانی دکتر زنگنه
این قسمت کار خود در چند مقوله مهم بحث شد که خلاصه این سخنرانی را تا حد حضور ذهن و یادداشت های خودم می نویسم .
الف : برای یک دبیر ریاضی یا آموزش دهنده خوب بودن باید حتما این سه شرط را دارا بود
1 - دانستن متوای ریاضی : منظور همان علم و دانش ریاضی معلم است
2 - دانستن شیوه آموزش ریاضی : منظور همان شیوه های تدریس نوین
3 - دانستن روانشناسی آموزش ریاضی
در دوقسمت اول در نظام آموزشی ما کار در حد معقول انجام شده است اما در قسمت سوم متاسفانه به دلیل کمبود نیروی متخصص که همان دکتر های آموزش ریاضی هستند کار خاصی انجام نشده است .
ب: تفاوت هندسه اسلامی و اقلیدسی و نوع آموزش آن :
هندسه اقلیدسی بر اساس اصول موضوعه و به طو رکاملا مجرد بیان می شود . و شیوه آموزش آن هم به همین صورت است . اما هندسه اسلامی براساس نیاز و به صورت کاملا ملموس و حسی بیان شده است و با توجه به کاربرد های آن به راحتی آموزش داده شده و کاملا کاربردی است .
بر همین اساس کتب درسی را می توان با چینش بر اساس محتوا تالیف کرد .
ج مکاتب یادگیری ریاضی :
اولین مکتب مکتب ژان پیاژه است که تحصیلاتش در بیولوژی بودولی دوستانی از مکتب بروبکی داشت .
این مکتب بر اساس دو پایه است
ساختار قوی و ضعیف .
به عقیده پیاژه ساختاری که ضعیف تر باشد یادگیری اش ساده تر است . مثلا مجموعه ساختاری ضعیف ولی گروه و حلقه و میدان ساختار قوی و فضای برداری و فضا های سه یا چند بعدی ساختارهای بسیار قوی دارند .ولی مهم ترین ایده آن ها این مطلب بوده است .
یادگیری مطالب مجرد آسان تر است .
ولی فرودنتال ریاضی دان می گوید یاد گیری مطالب ملموس آسان تر است و مشکل پیاژه این بوده است که خود ریاضی دان نبوده است .این دانشمند به اتفاق دو تن از شاگردانش به نام های وینا فن هیلی و پیر فن هیلی (که اتفاقا زن وشوهر هم هستند )مکتب دیگری را در یادگیری بنا نهادند .
سطوح یادگیری و تفکری فن هیلی :
1 - تشخیص : ساده ترین نوع یادگیری مطلب است (دوره پیش دبستانی و اوایل دبستان )
2 - تجزیه و تحلیل : (دوره دبستان و راهنمایی)
3 - استدلال استقرایی(اواخر دوره راهنمایی و دوره دبیرستان )
4 - استدلال استنتاجی (دوره دبیرستان )
5 - دقت و تعلیم (در سطح دانشگاه و یاددهی )
مثلا کتاب هندسه 1و2 در سطح استدلال استنتاجی واستقرایی است . البته گاهی اوقات از زیر سطح هایی هم استفاد ه می شود . به طور کلی عقیده این گروه بر این اساس است .
تفکر جبری و محاسباتی از تفکر مجرد آسان تر است .
مثلا در آموزش هندسه استفاده از کلمات ثابت کنید و.......رعب آور است ولی کلماتی مانند به دست آورید و حساب کنید آسان تر است .
کتب درسی ما در ایران مخصوصا هندسه 1 و 2 بر این اساس چینش شده است .
قسمت بعدی همایش پذیرایی بود که جای شما خالی بود که البته ما به جای شما بودیم .
در قسمت پرسش و پاسخ هم سوالات جالبی ازجانب حاضرین مطرح شد که بعضی از آنها را دراین جا می آورم .
سوال : چرا در کتب درسی مخصوصا هندسه مطالب کاربردی نیست ؟
-
در کتب جدید هندسه تمام تلاش مولفین بر این اساس بوده است.
سوال : نظرتان در مورد کتاب های حل المسایل و راهنما در ریاضی چیست ؟
-
به نظر من این یک معضل در دایره چاپ و نشر و ضعف قانون است که دامن گیر آموزش شده است . در حالی که در اکثر کشور های اروپایی این کار جرم محسوب شده و ناشرین این کتب باید چند صباحی را در زندان بگذراننددر کشور ما روز به روز بر این کتب افزوده می شود ومانند قارچ رشد می کنند و بر دارایی شان هم افزوده می گردد .
سوال : نظرتان در مورد جدا سازی دانش آموزان نخبه از معمولی چیست ؟
-
در این مورد دو نظریه وجود دارد :
1 - جداسازی که این کار به منظورآموزش در سطح بالاتر و استفاده بهینه از هوش سرشار این دانش آموزان است .
2- عدم جداسازی
بنده شدیدا با نظریه اول یعنی جداسازی به این دلایل مخالفم .اولا ما هنگامی که دانش آموزان را جدا می کنیم .این دانش آموزان چون در محیط کلاس همه دارای بهره هوشی بالایی هستند تمام جامعه را در همین سطح می بینند و در آینده در اجتماع با همان ذهنیت در زندگی اجتماعی به مشکلات عدیده ای خواهند خورد این گروه در آینده از داشتن دوستان متنوعی که هر کدام در شغل یا کار ی باشند محروم خواهند بود و علاوه بر این مطلب باعث خواهد شد دانش آموزان معمولی از داشتن دوستان زرنگ در کلاس محروم باشند .چون تعامل این دانش آموزان با دانش آموزان کلاس باعث بالا رفتن انگیزه بقیه دانش آموزان در کلاس می شود .
البته پرسش های دیگری هم مطرح شد که در این مقال نمی گنجد .
ادامه برنامه به بعد از ظهر و به صورت ملاقات و پرسش و پاسخ خصوصی هست که قراراست با حضور سرگروه های مناطق پنج گانه شهرستان تا ساعتی دیگر برگزار شود که درصورتی که مطلب خاصی بیان شد در پست های بعدی برای تان خواهم نوشت .

ناقابل است . شعر عرفان و ریاضی

یک کلاس درس ۲۶ نفری را تصور کنید که ۱۱ نفر دانش آموز تیزهوش و در سطح نمرات ۲۰تا ۱۸ و ۱۲ نفر دانش آموز در سطح ........(ببخشید هم ادب اجازه نداد و نتوانستم کلمه مناسبی برای این دانش آموزان بیابم )و در سطح نمرات ۳تا ۰ که حتی تفریق دو رقمی را هم بلد نیستند چه برسد به جدول ضرب و ۳ نفر دانش آموز متوسط بین ۱۳ تا ۱۰ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا بقیه ماجرا را به خودتان واگذار می کنم با این تصور که در این کلاس می خواهید از اصول روان شناسی هم استفاده کنید و به شیوه های غیر رسمی معمول (همان تنبیه خودمان )هم متوسل نشوید و آن وقت تناسب هم درس دهید و ............کم نیاورید . ![]()
از شما به عنوان کارشناسان درس ریاضی تقاضای کمک دارم .
کمک.................کمک...................کمک....................![]()
با عرض پوزش از همه که این مطلب غیر آموزشی را بیان کردم ولی باور کنید اگر این ها را نمی نوشتم هم شب یلدا ی من همراه با خانواده ام خراب می شد هم احتمال این را داشت که بترکم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
باز هم ببخشید.![]()
آخیش راحت شدم![]()
یلدا بر همه مبارک ![]()
دوستتان دارم![]()

در کتاب سال اول در خواندن اعداد اعشاری کدام شیوه را می پسندید .
عدد ۱۵/۸۵ خوانده شود .
۱- هشتادوپنج و پانزده صدم
۲- هشتادو پنج ممیز پانزده صدم
من خودم به شیوه دوم بیان می کنم زیرا در مورد اعدادی مانند ۰۵/۵۰ و۵۵/۰ د رشیوه اول هر دو به یک صورت خوانده می شود. پنجاه و پنج صدم
با تشکر

با سلام به همکاران محترم :
با توجه به علاقه شخصی که به قسمت حل مساله دارم این مطلب را از یکی از مقالات همکاران به نام تکتم یزدانیان انتخاب کرده ام .
زیبا ترین لحظات تدریس من هنگام تدریس روش های حل مساله و خود مساله است
استراتژی جورج پولیا در حل مساله:
پولیا می گوید : روند حل مساله عبارت است از :" جستجوی راه خروج از دشواری ها یا مسیر عبور از مانع ها " . پولیا مراحل حل مساله را که شامل چهار مرحله است به صورت زیر بیان می کند :
1) فهم مساله
2) تهیه طرح یا نقشه مناسب برای حل مساله
3) اجرای طرح یا نقشه
4) بازنگری
1- فهم مساله : برای حل مساله ابتدا باید صورت مساله را خوب درک کرد . پس اولین وظیفه برای حل یک مساله , فهم درست و کامل یک مساله است . پولیا معتقد است برای حل یک مساله باید موارد زیر به خوبی روشن شود :
الف) چه چیزی را باید پیدا کرد ؟ ( مجهول چیست ؟)
ب) چه چیزی مفروض است ؟( معلومات چیست ؟)
ج) چه رابطه ای بین مجهولات و معلومات موجود است ؟
2- تهیه طرح یا نقشه برای حل مساله : ممکن است برای حل یک مساله چندین راه موجود باشد اما باید به دنبال طرحی بگردیم که ما را مستقیما به هدف برساند . درین راه می توان از مسایل کمکی نیز استفاده کرد .
کهلر آزمایشی انجام داده است به این ترتیب که : میمونی را در اتاقکی قرار می داد و در بیرون اتاقک موزی وجود داشت که دست میمون به آن نمی رسید , جانور با جدیت می کوشید تا به موز بیرون اتاقک دست یابد ولی بی نتیجه بود . در محدوده ای که دست او می رسید قطعه چوبی بود که جانور ظاهرا هیچ توجهی به آن نداشت ناگهان میمون چوب را برداشت و موز را حرکت داد و آن را خورد . حیوان برای برداشتن موز , از مساله ای دیگر که همان برداشتن قطعه چوب است استفاده کرد که به این مساله , " مساله کمکی یا فرعی " می گویند . با حل این مساله , پیدا کردن راه حل مساله هموار می گردد.
2- اجرای طرح یا نقشه : پس از تهیه طرح باید آنرا به اجرا گذاشت . نکته اساسی این است که شخص نظارت کامل بر پیشرفت اجرای طرح داشته باشد تا اگر زمانی احساس کرد که ممکن است او را به حل مساله نرساند بتواند طرح جدیدی را تهیه و اجرا کند .
3- بازنگری : پس از اتمام مرحله اجرا , حل کننده مساله باید یک بازنگری بر تمامی مراحل داشته باشد و جوابها و برهان ها را امتحان کند .
(( اگر می خواهید شنا یاد بگیرید با شجاعت وارد آب شوید و اگر می خواهید مساله ها را یاد بگیرید آنها را حل کنید . ))
جورج پولیا

جناب پروفسور هشترودي مي فرمايند :
من در كلاس ششم در درس رياضي بسيار ضعيف بودم و معلم رياضي ما بسيار معلم سخت گيري بود .و تنبيه مي كرد و گاه براي تنبيه مداد لاي انگشت هايمان مي گذاشت و فشار مي داد . او فكر مي كرد كه من با اين كارها پيشرفت مي كنم .من هنوز جاي دردي را كه آن مدادها ايجاد مي كردند حس مي كنم اما آن مجازات ها بر من تاثيري نداشت بلكه تاثير معكوس داشت .هر چه او بيشتر مرا مجازات مي كرد از درس رياضي بيشتر متنفر مي شدم و سر انجام هم در اين درس تجديد شدم .
در تابستان آن سال شرايطي ايجاد شد كه ما به دماوند رفتيم در آن جا مادرم براي تقويت درس رياضي من از معلمي كه تصادفا به دماوند آمده بود تا تعطيلي تابستان را در آنجا بگذراند خواهش كرد كه به من درس بدهد و او پذيرفت . درس گفتن همانا و بروز استعدادهاي رياضي من همانا !.او معلمي پر احساس و مهربان بود و از نگاهش مححبت مي باريد .و بسيار متين سخن مي گفت .
من در امتحانات نهايي شهريور ماه آن سال در درس رياضي نمره بيست گرفتم . نمره بيست من براي معلم اصلي من باور نكردني وعجيب بود آن قدر عجيب كه خودش به حوزه امتحاني رفت تا ورقه مرا ببيند . او نمي دانست كه محبت معجزه مي كند .
به اين ترتيب سرگذشت من عوض شد و آن شد كه ملاحظه مي فرماييد .

با توجه به این که در درس ریاضی کتب قدیم کم تر به حل مساله توجه می شد این نیاز خوشبختانه در کتاب های جدید به نحو بسیار زیبایی گنجانده شده است .ولی متاسفانه این قسمت با کم لطفی همکاران مواجه شده وتوسط همکاران یا حذف ویا به روش های دلخواه وبعضا حتی غلط بیان می شود .لذا برای بهتر بیان شدن روش های حل مساله کتاب آموزش هنر حل مساله از کتاب های درسی تالیف سال ۱۳۷۷ به همکاران عزیز توصیه می شود .

با تشکر
سوال:مربعی به ضلع ۴ سانتی متر داریم که توسط ربع دایره ها به صورت زیر تقسیم شده است. مساخت قسمت رنگی زا به دست آورید .


در مورد عدد طلايي مقالات و مطالب بسيار زيادي در سايت ها و وبلاگ هاي مختلف وجود دارد . كه بنده دو مورد از آنها را انتخاب كرده و در جواب دوست عزيزم آقاي تقي يي ارسال كردم در صورت علاقه مندي بيشتر به وبلاگ http://www.mathteach.blogfa.com مراجعه فرماييد .

استاد میرعماد با پالایش خطوط پیشینیان و زدودن اضافات و ناخالصیها از پیکره نستعلیق و نزدیک کردن شگرف نسبتهای اجزای حروف و کلمات، به اعلا درجه زیبایی یعنی نسبت طلایی رسید و قدمی اساسی در اعتلای هنر نستعلیق برداشت. با بررسی اکثریت قاطع حروف و کلمات میرعماد متوجه میشویم که این نسبت به عنوان یک الگو در تار و پود حروف و واژهها وجود دارد و زاویه ۴۴۸/۶۳ درجه که مبنای ترسیم مستطیل طلایی است، در شروع قلم گذاری و ادامه رانش قلم، حضوری تعیین کننده دارد. این مهم قطعاً در سایه شعور و حس زیباییشناسی وی حاصل آمده، نه آگاهی از فرمول تقسیم طلایی از دیدگاه هندسی و علوم ریاضی. میرعماد این نسبتها را نه تنها در اجزای حروف بلکه در فاصله دو سطر و مجموعه دو سطر چلیپاها و کادرهای کتابت و قطعات رعایت میکرده است.

نسبت طلایی در طبیعت
به اشکال شبیه چشم روی بدن پروانه که علامت گذاری شده است،توجه کنید.نسبت فواصل طولی و عرضی این علائم یک نسبت طلائی است.

پوسته مارپیچی یک حلزون نمونه ای ساده ودرعین حال زیبا، از نسبت طلائی است.

نسبت طلایی در ساقه گیاهان

نسبت طلایی در عکاسی
ترکیب بندی تصویر، در کتابها و مجلات تخصصی عکاسی، اغلب به شکل یک نسخه تجویزی ارائه میشود. انگار که پیروی از تعدادی قاعده میتواند نتیجه قانع کننده ای را تضمین کند. شاید بهتر باشد این قواعد را تنها به عنوان چکیده ایده هایی در نظر گرفت که عکاسان (و البته نقاشان و سایر هنرمندان قرنها پیش از اختراع دوربین) آنها را برای خلق یک تصویر تاثیر گذار، مفید یافته اند.
هر ترکیب بندی عکسی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن عکس، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با تنظیم محل دوربین و میزان نور دهی، آنها را از دل سایر اطلاعات تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، بسیاری از عکسها را خراب میکنند. اگر عکاسی را تازه شروع کرده اید، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی عکس، بسیار سطحی است.
در این مقاله به معرفی سه روش کاربردی در امر ترکیب بندی تصویر پرداخته خواهد شد. در آغاز به معرفی کلی تکنیکی میپردازیم که قرنهاست شناخته شده است یعنی قانون تعادل (یا قانون طلایی - Golden Mean). این قانون در واقع یک فرمول هندسی است که توسط یونانی های باستان ابدا شده.استدلال بر این است که ترکیب بندی ای که بر اساس این تئوری تشکیل شده باشد، تاثیرگذار و قوی مینماید. ایده اصلی که در پس این تئوری است در واقع استفاده از خطوط هندسی است که به سادگی توسط چشم بیننده دنبال شوند. طی قرون متمادی، قانون تعادل (یا قانون طلایی - Golden Mean) راهبردی مهم و ابزاری کارآمد برای هنرمندان و نقاشان به حساب می آمد. امروزه با توجه به ارزش این ابزار، آشنایی با آن به عکاسان نیز توصیه میشود.
قانون یک سوم (خطوط و نقاط طلایی):
قانون یک سوم در واقع مختصر شده مفهوم طلایی است. فلسفه اصلی که در پشت این مفهوم قرار دارد از یک ترکیب و کادر بندی متقارن و مستقر در مرکز کادر که معمولا کسل کننده است جلوگیری می کند. 4 خط تقسیم کننده کادر، خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند. (شکل های شماره یک و دو)
از بین بردن تقارن با استفاده از قانون یک سوم به دو شکل می تواند صورت بگیرد. در یک روش می توان تصویر را به دو بخش مجزا تقسیم کرد به نحوی که یک قسمت یک سوم و قسمت دیگری دو سوم تصویر را شامل شود (شکل شماره یک).
| شکل شماره یک |
|
|
در روشی دیگر، تمرکز مستقیما بر روی نقاط طلایی است. فرض کنید که منظره ای بسیار زیبا و بدیع پیش رو دارید اما این منظره فاقد یک نمای هندسی و به اصطلاح Geometric خوب و جذاب است. به عبارت دیگر در عین اینکه منظره بسیار خاص و زیبا است اما اگر به صورت تصویر در بیاید تا حدودی کسل کننده خواهد شد.
راه حل چیست؟ سعی کنید در این منظره یکنواخت یک نقطه عطف و تمایز پیدا کنید، نقطه ای که بتواند یکنواختی و یکدستی نما را از بین ببرد. سپس این سوژه را روی یکی از نقاط طلایی قرار دهید. این نقطه اولین نگاه بیننده را جذب کرده و مخاطب را به دیدن باقی تصویر دعوت میکند. (شکل شماره دو)
| شکل شماره دو |
|
|
برای تعیین برخی از اندازه ها به نسبتهای شکیل و زیبا، معروفترین فرمول، شیوه ای است که یونانیان باستان ابداع کرده اند و به " نسبت طلایی" معروف است . نسبت طلایی در اصل، فرمولی ریاضی و دارای زیبایی بصری است. در این روش : ابتدا مربع را با خطی عمود بر دو ضلع مربع به دو مستطیل مساوی تقسیم می کنند، سپس محل تقاطع آن خط با یکی از اضلاع مربع ( نقطه X) را مرکز دایره ای به شعاع قطر مستطیل قرار می دهند ( فاصله X تا Y) و با ترسیم این دایره و تعیین محل تقاطع آن با امتداد ضلع مربع ( نقطه Z) طول مستطیلی معروف به "مستطیل طلایی" به دست می آید که عرض آن برابر ضلع مربع و است و نسبت این طول و عرض ثابت و دارای زیبایی خاصی است (نسبت اندازه پاره خط C به A با نسبت اندازه A به B یکی است) یونانیان در ساخت بسیاری از اشیا و ابینه و معابد و کوره ها و ... آن را به کار می بستند.

قانون یک سوم کادر نیز در واقع همان مفهوم طلایی است. 4 خط تقسیم کننده یک کادر، خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند.
مارپیچ طلایی
یکی از ابزارهای ترکیب بندی عکس برای هدایت چشم بیننده به نقطه مورد نظر عکاس، مارپیچ طلایی است. استفاده از این تکنیک در سوژه هایی که با نقاط طلایی سازگار نبوده اند قابل استفاده است. نحوه رسم مارپیچ طلایی نیز به این صورت است.


![]() |
در بدن انسان مثالهای بسیار فراوانی از این نسبت طلایی وجود دارد. در شکل زیر نسبت M/m یک نسبت طلایی است که در جای جای بدن انسان می توان آنرا دید. به عنوان مثال نقاطی از بدن که دارای نسبت طلایی هستند:
نسبت قد انسان به فاصله ناف تا پاشنه پا
نسبت فاصله نوک انگشتان تا آرنج به فاصله مچ تا آرنج
نسبت فاصله شانه تا بالای سر به اندازه سر
نسبت فاصله ناف تا بالای سر به فاصله شانه تا بالای سر
نسبت فاصله ناف تا زانو به فاصله زانو تا پاشنه پا
اینها تنها چند مثال از وجود نسبت طلایی در بدن انسان بود که بدن انسان را در حد کمال زیبایی خود نشان می دهد.


در تصاویر زیر نسبت خط سفید به آبی، آبی به زرد، زرد به سبز و سبز به بنفش یک نسبت طلایی است!!





پاره خطی را در نظر بگیرید و فرض کنید که آنرا بگونه ای تقسیم کنید که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. به شکل توجه کنید. اگر این معادله ساده یعنی a2=a*b+b2 را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا" 1.61803399 یا 1.618 خواهیم رسید.
شاید باور نکنید اما بسیاری از طراحان و معماران بزرگ برای طراحی محصولات خود امروز از این نسبت طلایی استفاده می کنند. چرا که بنظر میرسد ذهن انسان با این نسبت انس دارد و راحت تر آنرا می پذیرد. این نسبت نه تنها توسط معماران و مهندسان برای طراحی استفاده می شود بلکه در طبیعت نیز کاربردهای بسیاری دارد که به تدریج راجع به آن صحبت خواهیم کرد.

یک بنای یونان باستان که نسبت طلایی در ساختار آن مشاهده می شود.

مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا" 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi+b2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا" عدد طلایی را با phi نمایش می دهند)
طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا" معادل 440 متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد.
کپلر (Johannes Kepler 1571-1630) منجم معروف نیز علاقه بسیاری به نسبت طلایی داشت بگونه ای که در یکی از کتابهای خود اینگونه نوشت : "هندسه دارای دو گنج بسیار با اهمیت می باشد که یکی از آنها قضیه فيثاغورث و دومی رابطه تقسیم یک پاره خط با نسبت طلايي می باشد. اولین گنج را می توان به طلا و دومی را به جواهر تشبیه کرد".
تحقیقاتی که کپلر راجع به مثلثی که اضلاع آن به نسبت اضلاع مثلث مصری باشد به حدی بود که امروزه این مثلث به مثلث کپلر نیز معروف می باشد. کپلر پی به روابط بسیار زیبایی میان اجرام آسمانی و این نسبت طلایی پیدا کرد.







