سال گذشته مقاله ای از آقای پرویز شهریاری در باب آموزش ریاضی خواندم که به شدت من رو به فکر واداشت. خلاصه ي موضوع این بود که آیا یک امتحان معیاری برای سواد دانش آموز است؟ این شیوه یعنی برگزاری مثلا یک امتحان در پایان دوره ي درس در هر مقطع و کلاس آموزشی یک رسم شده است. ایشان با چند مثال ضعف های شدید این سیستم را به خوبی نمایان کردند.
1: آیا اگر امتحانی را که صبح برگزار می شود بعدازظهر بگیریم نتیجه یکسان است؟
2: آیا اگر تاریخ امتحان را چند روز عقب بیاندازیم نتیجه یکسان است؟
3: آیا اگر در یک امتحان جای سوالات را عوض کنیم نتیجه یکسان است؟
4: آیا اگر در یک امتحان بعد از یک بار تصحیح بارم سوالات را عوض کرده و سپس دوباره تصحیح کنیم نتیجه یکسان است؟
5: آیا اگر سوالات دیگری طرح کنیم که از نظر ما کاملا با سوالات پیشین هم سطح است، امتحان دوم نتیجه یکسانی با امتحان اول دارد؟
این سوالات و سوالات بسیار دیگری هستند که به ما معلمین می گویند که مطمئنا نتیجه ي امتحانات پایانی بیانگر سطح سواد دانش آموزان ما نیستند.
شاید روش های نوین مثل گروه بندی و کار گروهی ، برگزاری امتحانات مکرر در طول ترم، ارزش گذاری بر روی کار کلاسی و تمرین ها و ... به نظر عادلانه و کاملا معیار به نظر آیند اما می خواهم در این قسمت شک کنید. به راستی چنین نیست.
تمامی عواملی مثل ترس و اضطراب و فشار خانواده و ... را هم که کم کنیم می گویم جای شک هست.
تمامی دوران تدریس من طی 5 یا 6 سال گذشته که آکادمیک تر از هر دوره ای بوده در قسمت المپیاد ریاضی بوده است.
تمام مثال ها و نمونه هایی که در ادامه ي بحث هایم ذکر خواهم کرد از ترس و اضطراب و فشار محیطی مبرا بوده اند (به دلیل فوق برنامه بودن این مبحث)
در ضمن به هیچ وجه ساده انگاری نسبت به کلاس وجود نداشته است (به علت پرداخت شهریه و اهمیت والدین و حس رقابت)
تمامی کسانی نیز که در این کلاس ها شرکت می کنند از نخبگان مدارس خود هستند که به عبارت یکی از شاگردانم به آنها گاوس مدرسه می گویند! پس با مساله حل کردن و سر امتحان نشستن هیچ مشکلی ندارند.
در ادامه ي مطالبم به ذکر آزمون هایی که به روش های مختلف در طول چندین دوره برگزار کردیم خواهم پرداخت. امیدوارم با نظرات خود به بنده که شاید کمترین تجربه را در تدریس بین دوستان نویسنده دارم کمک کنید.
ادامه دارد . . .



