تا شد به روی دست نبی مرتضی بلند         شد  رایت جلال خدا  بر  ملا  بلند

         آیین   پاک    ختم رسل    ناتمام   بود           گر بر نمی شد آن مه برج ولا بلند.

**********************************************************************  

تقسیم عادلانه:

دو نفر با هم به سفر می رفتند. وقت غذا خوردن فرا رسید، یکی از آنان پنج  نان و دیگری سه نان از سفره خویش بیرون آوردند، در این اثنا مردی ار کنارشان رد شد، آنان رهگذر را بخوردن غذا دعوت کردندو هر سه با هم نانها را خوردند. رهگذر خواست برود، پس در عوض غذایی که خورده بود هشت درهم به ایشان داد.

در وقت تقسیم پولها نزاعشان در گرفت صاحب سه نان به صاحب پنج نان می گفت درهمها را بالمناصفه تقسیم می کنیم(نصف کنیم)، صاحب پنج نان می گفت این تقسیم عادلانه نیست بلکه من پنج درهم و تو سه درهم می بریم به نسبت نانهایی که گذاشته ایم و لی طرف نپذیرفت تا اینکه خصومت به نزد حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) بردند.

حضرت علی علیه السلام به آنان فرمودند: بروید با هم بسازید و در این موضوع بی ارزش نزاع و اختلاف مکنید، گفتند در هر صورت شما حق مطلب را به ما بیان بفرمایید.

پس آن حضرت درهم ها را بدست گرفت و هفت درهم به پنج نانی و یک درهم به سه نانی داد و به آنان فرمودند: مگر نه این است که هریک از شما دو نان و دو سوم نان که هشت ثلث باشد مصرف کرده اید

گفتند: صحیح است.

فرمودند: بنابراین روشن است که مقدار نانی که رهگذر مصرف کرده هفت ثلثش از پنج نانی و یک ثلثش از سه نانی بوده بوده. روی همین نسبت پولها تقسیم می شوند.

**********************************************************************  

 تقسیم شترها:

 سه نفر در تقسیم هفده شتر با هم نزاع می کردند. اولی مدعی یک دوم و دومی مدعی یک سوم و سومی مدعی یک نهم آنها بودندو و به هر ترتیب که خواستند شترها را نصف کنند که کسری به عمل نیاید نتوانستند.

خصومت به نزد حضرت امیر علیه السلام بردند. علی علیه السلام به آنان فرمود:مایل نیستید من یک شتر از مال خودم بر آنها اضافه کنم و آنها را بین شما تقسیم نمایم؟

گفتند: چرا.

پس یک شتر بر آنها افزودو مجموعا هیجده شتر شدند. و آنگاه یک دوم آنها را که 9 شتر باشد به اولی و یک سوم را که 6 شتر باشد به دومی و یک نهم آنها که 2 شتر باشد به سومی داد. و یک شتر باقیمانده را نیز برداشت.

**********************************************************************  

 عدد عجیب:

 مردی یهودی نزد حضرت علی علیه السلام آمده و گفت عددی به من بگو بدون کسری نصف و ثلث و ربع و خمس و سدس و سبع و ثمن و تسع و عشر داشته باشد.( یعنی عددی به من بگو که نصف و یک سوم و یک چهارم و یک پنجم و یک ششم و یک هفتم و یک هشتم و یک نهم و یک دهم آن کسری نباشد. و یا اینکه عددی به من بگو که بر اعداد 2 تا 10 بخشپذیر باشد)

- علی علیه السلام به وی فرمودند: اگر بگویم مسلمان می شوی؟

- گفت: آری

- پس به وی فرمودند: «اضرب ایام اسبوعک فی سنتک» روزهای هفته ات را در سالت ضرب کن. یعنی  7 (ایام هفته) را در 360 (ایام سال یهودی) ضرب کن که حاصل آن مطلوب توست.

و چون یهودی آن را صحیح یافت مسلمان شد.

**********************************************************************  

برگرفته از کتاب قضاوتهای حضرت علی (ع)/فصل ۱۲ پاسخ به پرسشهای ریاضی/ تالیف آیه الله شیخ محمد تقی شوشتری