نقش تربیتی دانش آموزان در معلم
بچه ها خسته اند و یقینا گرسنه...
این زنگ سوم باید با مدد خدا سر کلاس رفت تا بتوان مانند زنگ اول خوب کار کرد...(این شعار شخصی من برای زنگ سوم است.)
تمام سعی ام را می کنم نیم ساعت آخر با بچه ها ریاضی کار کنم ولی هیچ کس تمایلی به درس ندارد
خودم هم خسته ام...
آرام می نشینم و فقط نظاره گر می شوم...
.
.
.
خودم را شاگردی می بینم که همیشه از دست مربی... دبیر...رب... خدا نمی دانم هر چی می خواهید بخوانیدش گریزانم و...
آنگونه ام که خود می خواهم نه آنگونه که او می خواهد.
به یاد دانش آموزان می افتم که اگر به حرف من گوش دهند آینده خوبی خواهند داشت و خود غافلم...
از حرف... کلام... نصیحت... آیه... آینه... نمی دانم هر چه می خواهید بخوانیدش.
خیلی دلسوز بچه هام ولی بعضی اوقات باید سخت گیری کنم باید اذیتشان کنم و حتی بعضی اوقات نوازشی(که خودم بیشتر درد می کشم تا او) و دانش آموزان می گویند چرا این قدر سخت گیر شده اید
و می دانم این سخت گیری ها فقط برای رشد خودشان است و بس...
.
.
.
دنیای عجیبی است بعضی روزها همه چیز بر وفق مراد است و تو راحتی و سر آغل داری و چفتکی و ...
و بعضی روزها بسیار سختند و فشار از همه طرف... نمی دانی این سخت گیری ها برای چیست
دبیر ..مربی ... رب ... خدا نمی دانم هر چه می خواهید بخوانیدش نگران آینده ما است...