دانش غیر رسمی.
گاهی جدا فکر می کنم باید ما اول دانش غیر رسمی و غیر مدرسه ای بچه ها رو بسنجیم و بعد وارد تدریس بشویم.
نتایج آزمون بین المللی تیمز رو به خاطر می آورم که بچه های ما در حوزه آمار برخلاف سایر حوزه ها، نتایج بسیار مثبتی داشتند و بعد از بررسی ها، مشخص شد که دلیلش اینست که ما در کتاب هایمان "آمار" درس نمیدهیم...!!!
...
اعتماد کردن به ذهنیت بچه ها قبل از ورود کلیشه ها به ذهن آنها، گاهی نتایج بهتری در پی دارد.
بد نیست گاهی بدون اینکه درسی بدهی، تمرین بدهی یا امتحان بگیری و بچه ها با خیال راحت از اینکه نمره ای در کار نیست، نظر خود را در مورد پاسخ آن سوال با توجه به منطق خودشان بنویسند و ببینی که گاهی اصلا نیازی به تدریس نیست یا اینکه صرفا کافیست برخی قراردادهای ریاضی را بگویی و یا شاید حتی یک جمع بندی ساده کار را تمام کند...
(قراردادهایی که صرفا برای یکسان سازی در ریاضی، بوجود آمده اند و بودن شان دلیل منطقی ندارد و میتواند نوع دیگر هم باشد- مانند اینکه توان را باید بالا سمت راست عدد نوشت و نه بصورت دیگر!)
اگر بخواهم موردی صحبت کنم مثلا توصیه می کنم در درس مختصات، از بچه ها بخواهید بدون دریافت هیچ توضیحی از سوی شما - که مختصات نقطه یعنی چه؟ و مولفه ایکس و ایگرگ چیست؟ و محورها کدامند؟ و .... - نقطه (A=(2,5 را روی صفحه مختصات به شما نشان دهند یا مثلا بدون هیچ توضیحی در مورد نمودار ون، اعضای مجموعه هایی را درون نمودار ون بنویسند و .....غیره
به نظر میرسد که لازمه مشاهده عملکرد واقعی بچه ها اینست که به آنها جرات ریسک کردن بدهید و فضای تعلیم و تربیت شما (نوع پداگوژی) طوری نباشد که بعضی از بچه ها از ترس اینکه مبادا از چشم شما بیفتند، دست به قلم نبرند و یا با وسواس هر مرحله را طی کنند و گامهای لرزان و بیمناک بردارند.
او باید واقعا احساس کند که شما خطر کردن های او را می پسندید و از راه و بیراهه رفتن های او لذت می برید و تشویقش خواهید کرد.
...
برای چندمین بار احساس می کنم برخی حوزه های ریاضیات جنبه هایی مشابه با جنبه های فطری انسان دارد! الله اعلم.
-------------------
پ.ن.۱: الحمدلله سفر اتریش برای حضور در دومین همایش بین المللی جئوجبرا سفری پربار بود. از همکاران محترمی که در تهیه منابع این سفر یاری رساندند تشکر می کنم. برای مطالعه گزارش سفر می توانید به معلم ریاضی خواهم ماند مراجعه بفرمایید.