واشنگتن: اين امكان وجود دارد كه مغز افرادي كه در رياضيات سرآمد هستند، با ديگران متفاوت باشد. بنابر گزارش منتشر شده در شماره آوريل مجله نوروسايكولوژي كه توسط انجمن روانشناسي آمريكا (APA) چاپ مي‌شود، نوجواناني كه در رياضيات داراي نبوغ و استعداد هستند، در آزمون‌هايي كه مستلزم تعامل دو نيمكره مغز است، نسبت به نوجوانان و دانشجوياني كه از توانايي متوسط برخوردارند، بهتر عمل مي‌كنند. در اين پژوهش كه مشتركا توسط روان‌شناسان موسسه پژوهش‌هاي رفتاري و علوم اجتماعي ارتش آمريكا واقع در پايگاه بنينگ جورجيا و دانشگاه ملبورن استراليا انجام پذيرفت، شصت نوجوان پسر راست دست مورد بررسي قرار گرفتند كه از آن‌ها هجده نفر داراي نبوغ رياضي بودند (با ميانگين سني حدودا چهارده)، هجده نفر در سطح متوسط قرار داشتند (با ميانگين سني سيزده سال) و بيست و چهار نفر نيز از ميان دانشجويان كالج (با ميانگين سني بيست سال) انتخاب شدند. چنين به نظر مي‌رسد كه نبوغ و استعداد رياضي بيشتر در ميان پسرها ديده مي‌شود تا در ميان دختران. اين ميزان در حدود 6 تا 13 برابر، برآورد مي‌شود. علت اين امر هنوز معين نيست اما يكي از عوامل موثر در برتري نيمكره راست مغز (كه در استدلال رياضي نقش دارد) در كودكان، قرار گرفتن والدين در معرض هورمون تستسترون است.

پسرهاي تيزهوش، جهت شركت در مسابقات «استعدادهاي درخشان» در دانشگاه ايالتي آيووا، فراخوانده شدند. ميانگين نمره دانش آموزان دبيرستاني كه در مرحله پيش‌دانشگاهي قرار داشتند، در بخش رياضي آزمون استعداد علمي (SAT) در حدود 500 بود (از 800 نمره) و اين در حالي بود كه ميانگين نمره كودكان داراي استعداد رياضي، در مقطع مياني دبيرستان در حدود ششصد و چهل، به دست آمد.

سپس در آزمايشي كه به همين منظور طراحي شده است، در دو طرف سمت راست و چپ يك نمايشگر كامپيوتر، الگوهايي از حروف مختلف كه تنها براي يك لحظه به نمايش در مي‌آمد، به اين دانش آموزان نشان داده و از آن‌ها خواسته شد كه انطباق يا عدم انطباق اين الگوها (حروف) را معين سازند. يكي از طرق ساده بررسي چگونگي پاسخ مغز به داده‌هاي مختلف اين است كه اين داده‌ها را در ميدان ديداري سمت راست يا سمت چپ قرار دهيم و آن‌گاه به پاسخي كه نيمكره چپ و راست مغز از خود نشان مي‌دهند توجه كنيم، زيرا عموما ميدان ديداري سمت راست، نيمكره چپ را فعال مي‌سازد و بالعكس.

 

الگوها عموما در سه وضعيت عرضه شدند، در يك طرف صفحه، در دسترس نيمكره راست (چشم چپ)، در يك طرف صفحه و در دسترس نيمكره چپ (چشم راست)، يا در هر دو طرف (هر دو چشم). از آزمودني‌ها خواسته شد تا دو كار انجام دهند:

«اختصاصي» بدين معنا كه بگويند آيا دو حرف ارائه شده منطبق هستند يا نه. با اين توضيح كه يكي از حروف حرف كوچك بود و حرف بزرگ از آن به وجود مي آمد (مثلا، يك حرف بزرگ T را در نظر بگيريد كه دسته‌هاي آن از يك حرف كوچك t به وجود مي آيد).

«عمومي» بدين معنا كه بگويند آيا دو حرف بزرگ ارائه شده منطبق هستند يا نه.

در ميان متوسط نوجوانان و دانشجويان كالج، نيمكره چپ مغز در تكليف اختصاصي سريع‌تر عمل مي‌كرد و نيمكره راست در تكليف عمومي. اين يافته با پژوهش‌هاي پيشين سازگار بود. بر اين مبنا، نيمكره چپ در پردازش «اجزاء» يك محرك ديداري دخيل است (در اينجا جزئيات حروف مد نظر است) حال آن كه نيمكره راست در تجزيه و تحليل «كليت» يك محرك ديداري، دخالت دارد (در اين تكليف، شكل عمومي حروف بزرگ مورد نظر است). در مجموع، دانش‌آموزان پسري كه داراي نبوغ رياضي بودند، هيچ‌گونه تفاوتي در عملكرد دو نيمكره، از خود نشان ندادند. كساني كه در درك رياضيات پيشتر هستند، به شيوه‌اي يكسان در پردازش عناصر اختصاصي و عمومي توسط هر دو نيمكره مغز خود، عملكردي مناسب دارند و اين امر نشان‌گر آن است كه نيمكره چپ و راست مغز تعامل و مشاركت بيشتري با يكديگر دارند.

علاوه بر اين، دانش‌آموزان داراي توانائي متوسط و دانشجويان كالج در تكاليفي كه مستلزم تعامل دو نيمكره مغز بود «يعني نمايش حروف در دو طرف صفحه نمايشگر» عملكرد كندتري از خود نشان دادند، در حالي كه كودكان مستعد در رياضيات، عملكردي متفاوت داشتند. آن‌ها در آزمون‌هايي كه در آن‌ها حروف تنها در يك طرف صفحه نمايشگر عرضه مي‌شد، كندتر بودند اما هنگامي كه تكليف ارائه شده مستلزم به‌كارگيري دو نيمكره مغز و تعامل آن‌ها با يكديگر بود، عملكردشان به گونه‌اي بارز از ساير نوجوانان پسر، سريع‌تر بود .

اين پژوهش شواهدي را در حمايت از اين تصوير در حال گسترش فراهم مي‌آورد كه، افرادي كه داراي نبوغ رياضي هستند، مي‌توانند به شيوه بهتري اطلاعات را بين دو نيمكره مغز خود، تقويت كنند و يك‌پارچه سازند. دكتر مايكل بويل، يكي از پژوهشگران اين آزمايش مي‌گويد: «قضيه از اين قرار نيست كه يك نابغه رياضي، يك واحد رياضياتي در مغزش داشته باشد، بلكه واقعيت اين است كه سازمان كاركردي ويژه مغز كه اين امكان را فراهم مي‌آورد كه فعاليت‌هاي نيمكره راست، در يك معادله رفتاري - شناختي عمومي بهتر ادغام شود، دراين افراد اين قابليت را دارد كه از مهارت‌هاي فضايي و تخيلات سطوح بالا، كه در فرايند استدلال رياضي كارآيي ويژه‌اي محسوب مي‌گردد، بهره‌مند گردند».

به گفته بويل، اين پژوهش از اين باور حمايت مي‌كند كه سازمان كاركردي (نه الزاما ساختاري) مغز را مي‌توان مسئول ايجاد تفاوت‌هاي فردي مشاهده شده در توانائي‌هاي شناختي، استعدادها و در نهايت، سبك‌هاي پردازش اطلاعات، محسوب داشت. او افزود: «تظاهرات مختلف نبوغ و استعداد، در زمينه‌هايي مانند رياضيات، موسيقي يا هنر، مي‌تواند نتيجه مغزي باشد كه در مقايسه با مغزهايي با تقارن نيمكره‌اي معمول، به لحاظ كاركردي به شيوه كيفي متمايزی سازماندهي شده باشد.» در عين حال بويل نسبت به اين نكته ابراز اطمينان نكرد كه بتوان اين يافته‌ها را در آموزش رياضيات به معناي عام، به‌كار بست. «شايد بتوان از اين آزمايش نتايجي در مورد سنجش بهينه زماني كه مغز يك فرد، مستعد يادگيري يا كسب مهارتي ويژه است، را استنباط نمود، اما به نظر نمي‌رسد كه بدون وجود استعداد طبيعي و ذاتي، بتوان يك نابغه رياضي را پرورش داد.» در نهايت، با در نظر گرفتن استفاده روز افزون هورمون تستسترون از جانب مردان بزرگسال، بويل تذكر داد «مصرف تستسترون در طول زندگي نمي‌تواند به توانايي رياضي افراد ياري رساند. بدين جهت كه منشا تاثيرات اين ماده بر رشد و تحول مغز، به دوران پيش از تولد مربوط مي‌گردد. شايد مصرف اين ماده به افزايش توده عضلاني ياري رساند،اما به شما در حل مسائل حسابان (Calculus) كمكي نخواهد كرد!»

 

منابع:

اين گزارش برگرفته از مقاله‌اي است با عنوان: «تعامل بين نيمكره هاي مغز در خلال پردازش اختصاصي عمومي در نوجوانان داراي نبوغ رياضي، جوانان داراي توانايي متوسط و دانشجويان كالج» هارنام سينگ  موسسه پژوهشي ارتش آمريكا براي علوم اجتماعي و رفتاري و مايكل بويل، دانشگاه ملبورن استراليا. در مجله نوروسايكولوژي، جلد 8، شماره2.

انجمن روانشناسان آمريكا (APA)، واقع در واشنگتن دي سي، بزرگترين سازمان علمي و حرفه‌اي در زمينه روانشناسي در آمريكا و جهان است. اعضاء APA  بيش از 150.000 محقق، مربي، متخصص باليني، مشاور و دانشجو را شامل مي‌گردند.